المسعودي ( مترجم : م . ابو القاسم پاينده )

29

التنبيه والإشراف ( فارسي )

كه وقتى دريا به سمت جنوب باشد آن شهر گرم و تر باشد و اگر به سمت شمال شهر باشد آن شهر سرد و خشك باشد . اما تفاوت از لحاظ جنس خاك از اينجاست كه وقتى زمين شنى باشد آن شهر را سرد و خشك كند و اگر خاك شهر گچى باشد آن را گرم و خشك كند و اگر گلى باشد آن را سرد و تر كند . نواحى زمين از اختلاف طبايع و تأثير اجسام سماوى چون خورشيد و ماه و غيره مختلف است . طبع زمين نيز در ساكنان آن مؤثر است چنان كه در مناطق سنگستانى سياه حيوان وحشى ، سياه و در ريگستانهاى سپيد حيوان وحشى ، سپيد شود ، اگر ريگستان سرخ باشد حيوان آن برنگ خاك شود ، به همين ترتيب حيوان وحشى كوهستان برنگ كوه سرخ و سپيد و سياه مىشود . به همين طريق شپش در موى سياه ، سياه و در موى سپيد ، سپيد و در موى پير ، سپيد و سياه و در موى سرخ ، سرخ مىشود . بعضى فلك شناسان برآنند كه هر يك از نواحى زمين با يكى از اجزاى فلك متناسب است و طبع آن جزء بر آن ناحيه غلبه دارد كه در اجزاى فلك نورانى و تاريك و گويا و گنگ و صدادار و توخالى و اقسام ديگر هست . بدين جهت زبان مردم يك محل بتأثير سعد و نحس فلك مختلف شود و يك زبان از لحاظ آهنگ و لهجه تفاوت كند . مسعودى گويد : بطلميوس كلواذى نظريات بسيارى از متقدمان را كه بشناخت معمورهء جهان و حدود آن پرداخته‌اند چون مارينوس و ابرخس و طيمستانس و غيره تخطئه كرده كه چرا گفتار بازرگانان و ديگر كسان را دربارهء نهايت معموره پذيرفته‌اند كه در اين سخنان كه گويند به اين نقاط دور رسيده‌اند دروغ و تحريف تواند بود ، اما خود بطلميوس وقتى خواسته اين مسائل را بداند ناچار چيزى را كه بر متقدمان عيب گرفته شخصا به كار برده و فرستادگان معتمد بآفاق فرستاده تا